خطايى ، على اكبر
296
خطاى نامه ( شرح مشاهدات سيد على اكبر خطائى معاصر شاه اسماعيل صفوى در سرزمين چين )
چنان كه به يك نفس آن چندان چراغها [ كه ] از بالاى كوه تا پايان 194 هست روشن مىشود ، در شهر نيز بر در خانهها ، دكانها چراغ بسيارى افروزند و در آن هفت روز هركس هر گناه كه مىكنند برو نمىگيرند و پادشاه بسيار بخشش مىكند و كسانى كه باقى ديوان دارند و بنديان زندان همه را آزاد مىكند . و در آن ساعت منجّمان چنان حكم كرده بودند كه آتشى پيدا خواهد شد كه خانههاى پادشاه را از آن ضرر رسد ، بدان سبب شب چراغ [ نه ] ساخته بود . امّا امراى ختائى بدان وعدهء شب چراغ جمع شده بودند و ايشان را طوى [ 405 الف ] داد و انعام فرمود . در روز يكشنبه سيزدهم سبحينان 195 آمدند و مجموع ايلچيان را پيش پادشاه بردند و در كرياس اول نشاند و مجموع خلايق كه از هر ديار آمده بودند صد هزار زيادت 196 جمع گشتند و در كوشك اول تخت مرصّع نهادند و درهاى كوشك گشادند و پادشاه بر تخت نشست و مقدار صد هزار آدمى در پايتخت زانو زدند و سر بر زمين نهادند و بعد از آن بنشستند و نظاره مىكردند كه تخت ديگر آوردند بلند 197 و در پيش روى پادشاه نهادند و سه كس بر بالاى تخت برآمدند و حكمى ويرليغى كه از پادشاه شنيده بود دو كس آن يرليغ را نگاه داشتند و يكى به آواز بلند برخواند ، چنانچه مجموع خلائق شنيدند امّا به زبان ختائى بود و مردم ما فهم نمىكردند . و مضمون آن حكم اين بود كه دهم اين ماه سر سال بود و شب چراغ بود و مجموع بنديان و گناهكاران و آن كسانى كه باقى ديوان داشتند بخشيديم مگر كسى كه خون كرده بود و ايلچى تا سه سال به هيچ ديار نرود و زود 198 نقل احكام به هر ديار فرستادند . چون آن حكم 199 كه خوانده شد به جهت تعظيم حكم پادشاه [ 405 ب ] چترى آوردند و بر سر احكام داشتند و بر چوبى كه آن چوب را در زر گرفته بودند و حلقه بر آن بود و طنابى ابريشمين زرد بر آن حلقه آن حكم 200 را از آن بالا فروگذاشتند و چتر بر بالاى آن فرو مىآيد ، و در پاى كوشك مجموع سازها با دهل و دمامه مىزدند در